تبليغاتX
تخصصی سینما و تئاتر
آموزشی ، فیلمنامه ، نمایشنامه و فیلمبرداری
نمایش رطوبت قرمز اثر تازه ای از گروه نمایش دارابگرد به کارگردانی سید رضا بلاغتی به بخش مسابقه دومین جشنواره تئاتر دارابگرد راه پیدا کرد که این نمایش با اجرای موفق خود و استقبال بی نظیر  تماشاگران ُ هنرمندان و منتقدان هنر روبرو شد و اکثر جوایز این بخش را به خود اختصاص داد. در این نمایش سید رضا بلاغتی به عنوان نویسنده ُ کارگردان و طراح لباس حضور داشت که جایزه اول نویسندگی متن جایزه اول طراحی لباس و جایزه دوم کارگردانی به خود اختصاص داد و امید رهبر بازیگر این نمایش جایزه دوم بازیگری مرد و سمانه تاجور ُ فرخنده رمضانی ُ علی محمد دانشمند ُ امین رهبر و اسماعیل راه انجام به عنوان بازیگر فعالیت میکردند که از بازی اسماعیل راه انجام تقدیر به عمل آمد که تهیه کننده گی این اثر مهدی ظهرابی بر عهده داشت .

این نمایش از طرف هیئت داوران دومین جشنواره تئاتر دارابگرد به عنوان نمایش برگزیده معرفی شد.

رطوبت قرمز

یک خانواده شکارچی . مرد ُ مادر ُ دختر ُ همه چیز را می کشند . کشته اند ُ حال مرد تصمیم میگیرد که برود.

رفتن برای جاودانه شدن.

نفرین شده اند ُ گرگها می آیند او را ببرند ُ درختها ُ گوزنها ُ رگه های سفید در دل شب ُ شکار در شب ُ خون ُ کشتن و مردن ُ شکارچی شکار میشود و همه کس از هم انتقام می گیرند

رطوبت قرمز نمایشنامه ای است که در مکتب اکسپرسیونیسم قرار میگیرد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 16:42  توسط مهدی ظهرابی | 
امید بلاغتی که با درخشش خود در اولین جشنواره تئاتر دارابکرد با نمایش روایتهای مخدوش از یک داستان ناتمام روبرو بود این بار با نمایش غروب دلمردگی دودکش بخاری در دومین جشنواره تئاتر دارابگرد حضور داشت که برنده جایزه اول بهترین کارگردانی برنده جایزه دوم نویسندگی متن و سمانه تاجور برنده جایزه اول بازیگری زن ُ وحید غلامی پور فرد برنده جایزه اول بازیگری مرد و از بازی سید رضا بلاغتی ُ نور و برشور تقدیر بعمل آمد .

این نمایش از طرف هیئت داوران دومین جشنواره تئاتر دارابگرد به عنوان نمایش برگزیده معرفی شد.

 

نمایشنامه غروب دلمردگی دودکش بخاری درباره فروپاشی یک انسان و عدم اعتماد و خیانت ُ پوسیدگی و تنهایی از جمله موضوعات آن می باشد 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 16:41  توسط مهدی ظهرابی | 
الان یه مدته که اومدم و دارم به وبلاگم نگاه میکنم اما نمیدونم که چی بنویسم یا اصلا واسه چی اومدم آخه از دیشب که خبر دستگیری یاسر باقری یکی از اعضای گروه دارابگرد در جریان اعتراضات مردمی به انتخابات ریاست جمهوری رو شنیدم خیلی نگران شدم آخه نه میدونیم کجاست و نه میدونیم دارن چه بلایی سرش در میارن فقط فهمیدیم که فردای انتخابات تماس گرفته و خبر دستگیریش رو داده  دوستانی که دستگیر شده بودند و حالا ازاد شدن اوضاع زندان رو تشریح کردند و گفتند  که جهنم خدا به زندانی که اینها اسمش رو گذاشتند هتل خیلی خیلی شرف داره
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 11:45  توسط مهدی ظهرابی | 

بولتن ویژه جشنواره

اولین جشنواره تئاتر شهرستان داراب

جشنواره تئاتر دارابگرد

شهریور 87

 

سخن سر دبیر

به نام خداوند جان و خرد

در این دیار عزیز همگی به آرام رفتن در قرن سرعت عادت داریم، همیشه وقتی بر خاستیم  که کاروان رفته بود و گرد راه آنان راهنمایمان می شد.

اما آنقدر توان داریم که به زودی صدای زنگ کاروان را هم آواز گردیم...

کاش نیمی از آنچه در توان داریم در همت داشتیم.

این حکایت همه وادی های زندگی ماست. حتی در عرصه نمایش نیز وقتی دست به کار شدیم که همه شهرهای بزرگ بر بام بودند ... و شهرهای کوچک همجوارمان نیز پیش از ما رفته بودند و تنها دلخوشی ما به دیرینه مان بود چرا که پیش از آنان آغاز کرده بودیم اما اینک در پس همه!

ما کجا و آنان کجا،!...

با این حال چند سالی است که هنر نمایش در دارابمان شبانه گام بر می دارد و به سحر فردا نزدیکتر می شود.

یادم هست آنگاه که جوانترها به میراث رسیدند. هوای تازه ای دمید و چراغ های فرسوده تئاترمان سرعت گرفت.

جشنواره امروز به میمنت و شادباشی گذر از یکی از خوان های هفتگانه است و ما بر این پیروزی خرسندیم.

و امید بر آن داریم تا در سالهای آینده نیز شاهد برگزاری جشنواره های داخلی و حتی استانی و منطقه ای در شهر عزیزمان باشیم .

اگر چه جوانی رئیس ارشاد، همدلی ایشان با هنرمندان و شادابی انجمن نمایش ما را به آینده شیرین تئاتر امیدوار تر می کند اما بر سایرین نیز فرض است که چشم به راه فردا نمانند بلکه دست در دست هم کمر بر همت بر بندند و به استقبال فردا روند.

پایان کلام: سپاس از آنانی شایسته و بایسته است که گامی به توان برداشتند تا ما را به مردمان فردا نزدیک تر نمایند.

یاسر باقری

 

نشریه ویژه جشنواره تئاتر دارابگرد

عکاس: سجاد اسد پوریان

هیئت تحریریه : سارا موحد نژادی – سجاد اسدپوریان – نسرین کشمیری

صفحه آرایی : یاسر باقری

.......................................................................................................................................... 

خرس

این نمایشنامه دارای متنی روان و کلاسیک است که کشمکش های دراماتیک و گره های متنوع و سرانجام با پایانی تراژدیک به خوبی قادر به همراه نمودن خواننده تا پایان داستان می باشد و به طبع آن متن پتانسیل فراوانی برای ایجاد یک اجرای موفق و بدون خستگی دارد .

بنا بر این کارگردان با مشکلاتی همچون پیچیدگی و تحلیل چندگانه متن و یا انحراف در برداشت روبرو نیست و فضا سازی های خاص نمایشنامه نیز میزانسنهای متفاوت و زیبایی را در ذهن ایجاد میکند.

اما باید به انتظار اجرای این کار بنشینیم تا ببینیم ابراهیم بهنام که خود از بازیگران خوب داراب است در سمت کارگردان نیز توان استفاده از این پتانسیل های موجود در متن را دارد و یا تنها به روایت داستان اکتفا خواهد نمود .

به هر حال این کار با اجرای نیمی از نمایش که تا روز بازبینی آماده شده بود .اجازه حضور در بخش مسابقه جشنواره را به دست آورد.

نقش خرس در به هم خوردن زمان برگزاری جشنواره

بحث های زیادی در مورد دلیل تاخیر در زمان برگزاری جشنواره وجود دارد .برخی از دوستان به صراحت اعلام می کنند که دبیر جشنواره تنها به خاطر کامل شدن نمایش خرس تاریخ جشنواره را به تعویق انداخته است.

چرا که ظاهرا رضا بلاغتی دبیر جشنواره که خود از داوران بازبینی هم بوده معتقد اس که در این کار از کارهای قوی جشنواره می باشد و حضور این نمایش در جشنواره بر کیفیت آن خواهد افزود.

اما بلاغتی درپاسخ به این مسئله، آماده نبودن سالن، تاخیر در تحویل سالن، عدم تمرین گروه ها در آن، آماده نبودن تبلیغات و محل اسکان داوران را دلیل تاخیر در برگزاری جشنواره می داند.

 

خرس

نویسنده : حمید امجد

کارگردان : ابراهیم بهنام

بازیگران : ابراهیم بهنام – محمد علی تقی زاده

مشاور کارگردان : شهره بهنام

دستیار کارگردان و منشی صحنه : رامین رحیمی

نور و صدا : احسان قاسمی

دکور : میثم مهدوی – سعید اسماعیلی

 

 ..........................................................................................................................................

روایتهای مخدوش از یک داستان نا تمام

با توجه به اینکه متن نمایشنامه روایتهای مخدوش در دبیرخانه موجود نبود (!!) و در روز بازبینی نیز تنها موفق به دیدن پایانی کار شدیم، برسی متن برایمان مقدور نیست و به ناچار در این جا به جمله امید بلاغتی نویسنده و کارگردان این کار بسنده میکنیم:

این نمایش زندگی چند کلمه است.

ایشان در توضیح اینکه چرا این متن را انتخاب نموده پاسخ میدهد:

به خدا نمی دونم

لازم به ذکر است بلاغتی دانشجوی دانشکده صدا و سیما می باشد و در زمینه فیلمسازی توانمندی خویش را اثبات نموده است . وی این بار در هنر تئاتر پا به عرصه رقابت در این جشنواره گذارده و باید دید که در این عرصه نیز موفق خواهد بود یا خیر؟

نحوه روایت این نمایش شباهت زیادی به فیلم ( چه کسی امیر را کشت ) دارد. اما از نظر مضمون به نظر می رسد این نمایش دغدغه های نسل جوانان نا امیدی باشد که در نیمه های دهه 1370 به خیال آرمانهای بزرگ و شعار های مدرن به میدانهای مختلف فرهنگی اجتماعی گام نهادند و به سرعت در آغاز دهه 1380 به نومیدی افزون تر از گذشته رسیدند . بلاغتی سعی دارد با زیرکی و در قالب جملاتی پریشان جوانه زدن امید و سپس مرگ آن را در این نسل به نمایش در آورد .

امٌا آنچه بیش از همه در این نمایش خود نمایی می کند بازی وحید غلامپورفرد است .

فرد در این کار نقش یک نوازنده موسیقی را بازی می کند که به نوعی جنون خفیف دچار است ( ظاهراً این نوع جنون در اجتماع مورد نظر متن عجیب نیست ) وحید غلامپور فرد در سال گذشته جایزه سوم بازیگری جشنواره تئاتر پسامهر را به خاطر بازی در تئاتر  << خیس و مات >> نوشته رضا بلاغتی به دست آورد به نظر می رسد بازی فرد در روایتهای مخدوش نسبت به خیس و مات از جایگاه بالاتری برخوردار است چرا که این بازیگر در خیس و مات – به اعتقاد نگارنده – از حرکت بدنی قابل توجهی برخوردار نبود و بیشتر با بهره گیری صحیح از تن صدا و فنون بیان کم تحرکی در چهره و بدن  را جبران می نمود .

البته باید اضافه نمود که به هیچ وجه تصور نگارنده بر این نیست که استفاده از بدن در بازیگری به معنی تحرک زیاد است ، بلکه مقصود این است بازیگر توانمند باید در اجرای نمایش از انعطاف بدنی خویش در خدمت کار بهره برداری نمایدهرچند نگارنده اجرای خیس و مات را در جشنواره پسامهر ندیده و تنها بر مبنای اجرای مربوط به بازبینی این جشنواره قضاوت می کند کوتاه سخن اینکه فرد در این تئاتر بازی قابل توجهی را به نمایش می گذارد و پیش بینی می شود جایزه بازیگری مرد را از آن خود نماید ./

 

روایتهای مخدوش از یک داستان ناتمام

نویسنده و کارگردان : امید بلاغتی

بازیگران : وحید غلامپور فرد – علیرضا کشاورز – امید بلاغتی

دستیار کارگردان : مصطفی خراسانی

نور و صدا : حامد حقیقت نیا

.......................................................................................................................................... 

در حضور باد

نمایشنامه << در حضور باد >> از جمله نمایشهای بهرام بیضایی می باشد که حدود دو دهه پیش آن را به نگارش در آورده اما همان گونه که محمود پورعابد کارگردان این نمایش اشاره می کند مسائل مطرح شده در نمایشنامه چنان تازه و به روز است که گویی در سالهای اخیر نوشته شده است به نظر میرسد محمود پورعابد به خاطر جنگ های پی درپی سالهای اخیر و ادعاهای انسان دوستانه این کشورها تصمیم به اجرای این نمایش گرفته است عبارتی که بهرام بیضایی در زیر نام نمایشنامه آورده است و در کروشه قرار داده اشارهای گویا و کوتاه به آنچه در این متن رخ خواهد داده است :

{ یک مضحکه بی معنی }

این عبارت به خوبی بیان کننده احساسی است که نویسنده سعی در القا نمودن آن به تماشا گر و یا خواننده دارد و بر این باور است که دعاوی پر طمطراق مدعیان حقوق بشر و ادعای دروغین جهان عاری از سلاحهای خطرناک تنها و تنها یک مضحکه بی معنی میباشد.

تفاوت در خور توجه گروه پورعابد از دیگر گروه ها حضور پیشکسوتان است. تمام اعضای این گروه از کارگردان گرفته تا بازیگر و عوامل از پیشکسوتان داراب میباشد و طبیعتا امید بیشتری به تماشای اجرای قدرتمند از این گروه میرود . اما پور عابد زیاد راضی به نظر نمیرسد و از مشغله بازیگران گله مند است . ایشان به خبرنگار بولتن چنین میگوید : افراد جوان را ترجیح میدهم زیرا با اینکه پیشکسوتان از تجربه بهره می برند اما مشغله کاری مشکل بزرگتریست. تمرینهای گروه نیز به همین دلیل دارای نظم خوبی نبوده و این مشغله ها تا آنجا پیشروی کرده که این گروه مجبور به ارائه فیلم به جای اجرای زنده در بازبینی شده است . به هر حال با راهیابی این اجرا به بخش مسابقه جشنواره، انتظار میرود که با اهتمام بیشتری به روی سن روند تا اجرای برازنده و در خور نام پیشکسوتی شان را به نمایش گذارند.

 

در حضور باد

نوشته بهرام بیضایی

کارکردان : محمود پور عابد

بازیگران : باقر سیستانی – عبدالرحمن سیستانی – علی سیستانی

 

 ..........................................................................................................................................

ساعت های که نمی گذرند

ساعت های که نمی گذرنداز جمله متن های است که مسلم صالحی به رشته تحریر در آورده است . این نمایش که تک پرسوناژه بوده و از صحنه های فراوانی تشکیل شده سال پیش نیز جهت در جشنواره استانی مورد تمرین قرار گرفت اما موفق به راهیابی در جشنواره نشد مسلم صالحی که خود بازیگری و کارگردانی نمایش را به عهده دارد این بار نیز موفق به راهیابی در جشنواره داخلی دارابگرد نگردید .

اگر چه این مسئله به ظاهر اهمیت ندارد ولی از آنجا که صالحی از بازیگران خوب و قدیمی داراب است نپرداختن به این مسئله شاید ناکامی هایی دیگری را نیز برای ایشان به بار آورده که در خور ایشان نیست .

بدان سبب که نگارنده این سطور در روز بازبینی حضور داشته و شاهد اجرای کار بوده هرگونه سوء گیری داوران را منتفی میداند. این اجرا به حدی دور از انتظار بود که نگارنده سالن را ترک نموده است . صالحی بازیگری است که با توانایی انعطاف ذر بدن و صدای خویش دارای قابلییتی منحصر به فرد در تئاتر داراب است که البته در کارهایی کمیک این تواناییی بیشتر به نمایش گذارده میشود. اما آنچه بیش از همه در این نمایش مانع از اجرای خوب شده، ضعف در کارگردانی،گذر نامناسب از یک صحنه به صحنه بعد و حفظ نبودن متن از سوی بازیگر(صالحی) و سر در گمی بازیگر روی سن که آن هم ناشی از این مسئله است که کارگردانی بر آن نظارت نداشته تا ضعف ها را گوشزد کند. بنده با خواندن متن نمایش و سابقه ذهنی از بازی صالحی روز بازبینی حاضر شدم اما آنچه مشاهده کردم فاصله قابل توجهی با ذهنیت بنده داشت. امیدوارم صالحی در اجراهای آتی خود با تمرین بیشتر و کارگردانی بهتری به روی سن حاضر گردد. زمانی که صالحی در نمایش آنگاه که نوشته ها عصیان می کنند به نویسندگی و کارگردانی یاسر باقری به تمرین پرداخت ، بدون شک یکی از نامزدهای جدی بازیگری قلمداد میشود اما متاسفانه این نمایش بنا به دلایلی به جشنواره نرسید و امکان هنر نمایی این بازیگر مقدور نگردید. لازم به ذکر است که این کارگردان جوان در مهر ماه سال 1381 با نمایش آخرین راه چاره با بازی درخشان و بی نظیر مهدی ظهرابی به جشنواره استانی راه یافت .

در هر حال امیدواریم که صالحی با درایت بیشتر در اجراهای بعد زمینه موفقیت خویش را فراهم آورد.

ساعت هایی که نمی گذرند

نویسنده، کارگردان و بازیگر : مسلم صالحی

دستیار کارگردان : زهره سالاری

 

 ..........................................................................................................................................

مترسک یخی

بازبینی نمایش مترسک یخی به نویسندگی و کارگردانی احمد امیری روز پنج شنبه ( آخرین روز شهریور ماه ) با تاخیر 45 دقیقه ای در سالن حضرت زینب(س) آغاز شد. داوران این کار نیز آقایان و نیرومند بوده. اولین چیزی که توجه مرا به خود جلب می نمود تغیرات زیاد نسبت به متن ارائه شده به دبیرخانه جشنواره بود . برای نمونه بازیگر خردسالی جایگزین مرغ عشق موجود در متن شده بود و در اجرای الیزابت خیلی زود از دختر سخن می گوید و قضیه لو می رود و با دست به کار شدن الیزابت جهت کشتن ویلیام از اعتماد ویلیام نسبت به خود می کاهد و بر خلاف متن پرده پوشی به پایان نمایش نمی رسد و پیش از آن مسائل رو می شود . هرچند احمد امیری دلیل این تغییرات اساسی را گذر زمان، تامل بیشتر و پخته شدن کار می داند و معتقد است متن پیشین را ضرب الاجل به اتمام رسانده اما به نظر می رسد متن اولیه به دلیل مخفی ماندن مسائل و حوادث تا پایان داستان از جاذبه دراماتیک بیشتری بر خوردار است. اما با این حال این گروه گروهی فعال و پر شور است و بی تردید این شور و هیجان آینده بهتری را برای ایشان رقم خواهد زد. در پایان لازم به ذکر است که امیری قصد دارد پس از جشنواره کار را به اجرای عموم بگذارد .

با آرزوی توفیق برای این گروه

احمد امیری در روزهای نخست فراخوان جشنواره چار متن را به دبیر خانه جشنواره ارائه داد و با توجه به اینکه قرار بود ایشان در تجربه نخست خود 4 نمایش را همزمان به اجرا برد بحثهایی در میان هنرمندان با سابقه بر انگیخت چرا که این حرکت یک مورد بی سابقه در تاریخ تئاتر داراب و حتی کشور محسوب می شود.

متن بالا خلاصه ای از گزارشن مرضیه یزدان پرست است که در بخشی از کارهای بولتن ما را یاری کردند ایشان نقد کامل و زیبایی نیز بر مترسک یخی نوشته اند که متاسفانه به دلیل کمبود جا از چاپ آن صرف نظر شد. در این جا لازم است از همکاری ایشان با نشریه قدردانی گردد.

با آرزوی بهروزی

مترسک یخی

سرپرست : محبوبه اقبال

نویسنده و کارگردان : احمد امیری

بازیگران : یاسمن عبادی – فرخنده رمضانی – خلیل ایثار گران – نگار رویئن تن

منشی صحنه : الهه پور ابراهیم

موسیقی : مجتبی احمدی

تدارکات : رامین درستکار

 

.......................................................................................................................................... 

ننه سلیمان و فرزندانش

نمایشنامه ننه سلیمان و فرزندانش نوشته محمد برزویی است که یحی مرادی کارگردانی آن را به عهده دارد . این نمایشنامه در رده متون دفاع مقدس دسته بندی می شود و با وجود تلاش نویسنده در ایجاد کشمکش و رو در رو نمودن  

پرسوناژها ،متاسفانه این نمایشنامه نیز مانند بیشتر متون دفاع مقدس از جذابیت نمایشی قابل توجهی برخوردار نیست و نگرش شعار گرایانه آن بر جاذبه نمایشی کاملا مسلط است .

نویسنده در این داستان تلاش دارد تاعقاید متضاد بعد از جنگ را به تصویر کشد و با نمادهای مختلف سعی در ارائه این عقاید دارد و ...

این گروه از از خرداد تمرین خود را آغاز کردند که با چند تعطیلی دراز مدت هم مواجه شدند ، اما خوشبختانه به سرنوشت دیگر گروه ها دچار نشده و موفق به حضور در بازبینی و سرانجام ورود به بخش مسابقه گردیدند .

 یحیی مرادی سمت کارگردانی را برای اولین بار در این نمایش تجربه می کند .

اما این نمایشنامه حدود دو سال پیش در فسا توسط کارگردان دیگری تمرین شده ودر حالی که آماده اجرا بوده بنا به دلایلی اجرا نشده است ، اما از آنجا که یحیی مرادی نیز در آن تمرینات حضور داشته و تحلیل متن و میزانسن ها ی وی را مشاهده نموده ، مشکل زیادی در پیاده نمودن آن متن نداشته است . با این وجود ظاهرا مرادی با افزایش دفعات برخاستن و نشستن بازیگرانش ، سعی در تند نمودن ریتم داشته اما چون در این حرکات غلو شده وهمچنین به دلیل افزایش بیش از اندازه ریتم در حالی که تمپو بسیار کند است حرکاتی غیر طبیعی و نامتناسب جلوه می کند . نکته در خور توجه این نمایش بازی روان و در خور تحسین فرزانه عباسی است که مانند کارهای گذشته در ایفای نقش خویش موفق است . این بازیگر بر  خلاف بازیگران زن دارابی در انعطاف بدنی تبحر فوق العاده ای داراد .

در پایان باید از حضور این گروه که تمام اعضای آن از شهرستان های دیگر هستند تشکر نمود چرا که حضور آنان در جشواره باعث پربار شدن جشواره و نیز تبادل تجربه با سایر هنرمندان خواهد شد . امیدواریم تشویق دانشجویان جهت حضور در عرصه نمایش داراب ادامه یابد و از تنگ نظری و نگرش های متعصبانه در این باره خودداری شود .

 

ننه سلیمون و فرزندانش

سرپرست : سارا موحدنژادی

کارگردان: یحی مرادی

بازیگران : رضا طاهری- فرزانه عباسی – حسین بردبار

طراح صحنه : هادی عابدی

موسیقی : پرویز پیران – مهدی بهرامیان

نور : سجاد رستمی

تدارکات : امید رهبر

 

...........................................................................................................................................

مرده شوی

نمایش مرده شوی اولین تجربه امید رهبر می باشد .که توانست به بخش مسابقه جشواره راه یابد .رهبر علت انتخاب این متن را علاقه خویش به زد و خور و کشمکش های نمایشی بیان می کند . اماحال و هوای کلیشه ای متن ، پیش بینی اجرایی کلیشه ای را تقویت می کند . استفاده از واژگانی مانند قاچاق و قاچاقچی انسان ،جسد ، نام های خاص پرسوناژها (مانند جبار و سیامک ) به کلیشه ای شدن متن دامن زده اند . بازی بازیگران نیز در همین جهت به پیش می رود . بازیگر نقش صدرا که تلاش دارد با فریادهای بیجا و فراز و فرودهای نسنجیده به بازیش قدرت دهد و فریاد های درون حنجره بازیگر نقش سیامک و ژست بی اندازه عصبی و یکنواخت این بازیگر بر دور شدن این نمایش از یک کار زیبا می افزاید . موسیقی این کار بیش از همه تعجب آور است . اگر چه علیرضا صابری خوب می نوازد اما انتخاب نوع ساز ( نی ) و ملودی های سنگین و مداوم در این کار بیشتر ما را به یاد تئاتر های شبه تعزیه هایی که در ایام سوگواری در داراب اجرا می شود ،می اندازد .

(در مورد شبه تعزیه ها نیز لازم به ذکر است که یا باید کار گردانان دارابی را بخاطر این نوآوری در سطح جهانی ستود ویا بخاطر شکستن بی ملاحظه و بی قاعده سبک سنتی تعزیه مورد ملامت قرا ر داد )

البته نمی توان نکات مثبت این کار را ندیده گرفت . حسنی که نقش صدرا را در این نمایش ایفا می کند نسبت به کارهای گذشته خود رشد قابل ملاحظه و در خور تحسینی داشته و بازی امید رهبر نیزنسبت به سایرین روان بوده و به نظر می رسد که در بازیگری موفق تر می نماید . به هر حال این اولین تجربه رهبر می باشد و مسلما حضور در بخش مسابقه نیز برای یک کارگردان مبتدی یک موفقیت و گامی رو به جلو تلقی می شود . وبا توجه به خضوعی که در وی سراغ داریم می توان انتظار داشت که ضعف کار خویش را پذیرفته و در صدد رفع آن بر آید .

                           

با آرزوی موفقیت برای ایشان

 

مرده شوی

کارگردان : امید رهبر

بازیگران : امیر اسوار – امید رهبر – سمیه حسنی – صدیقه قربانی

 

.......................................................................................................................................... 

گفتگویی کوتاه با سید عبدالرضا بلاغتی دبیر جشنواره

برگزاری جشنواره چگونه به پیشرفت تئاتر داراب کمک میکند؟

مسلما دیدن تئاترهای مختلف همراه با آگاهی، مطالعه، آموزش و تمرین های مداوم کمک شایانی به تئاتر می کند اما صرف دیدن تئاتر بدون مسائل مذکور فقط درجا زدن است.

در روند برگزاری جشنواره مشکلی نداشتید؟

نه مشکل خاصی نداشتیم.

به گفته داوران سطح کمی تئاترها خوب بوده اما سطح کیفی آنها به هیچ وجه قابل توجه نبوده است .

در سطح داراب خوب بوده اما خوب در خارج از داراب خیلی از کارها حرفی برای گفتن ندارند.

در زمان اعلان فراخوان چند متن به دبیرخانه رسید؟

از ابتدا 25 متن به دبیرخانه رسید که 18 داوطلب کارگردانی داشتیم. به دلایل گوناگون 9 کار به باز بینی رسید که 6 تا راهی بخش مسابقه 2 کار جنبی و یک کار مردود شد

چه چیز باعث شد تا از 25 متن ارسالی تنها 9 کار به مرحله بازبینی برسد؟

کمبود بازیگر، مشکلاتی که بازیگران داشتند و یا شرایطی که کارگردانان می خواستند و ما نداشتیم.

چند تا از کارگردانها تجربه اولشان بود؟

آقای مرادی نژاد، احمد امیری، یحی مرادی، امید بلاغتی، امید رهبر و امیر آسوار تجربه اولشان بوده البته بعضی از آنها در شهرهای دیگر کار کرده اند.

6 یا 7 کارگردان از 9 کارگردان تجربه اولشان بوده! فکر نمی کنید اینکه همه کارگردانی می کنند خود یکی از عوامل کمبود بازیگر می باشد؟

بله یکی از دلایلش همین است ولی ما از اینکه تعداد زیادی داوطلب کارگردانی شده اند اصلا ناراحت نیستیم.

شما برای معضل کمبود بازیگر راهکار خاصی دارید؟

این مشکل با آموزش حل میشود.

دلیل اینکه تئاتر داراب به جایی رسیده که برای یک جشنواره  داخلی 25 کار اعلام آمادگی می کند چیست؟

هر چند زحمت پیشکسوتان را فراموش نمی کنیم اما علت اصلی انجمن نمایش جدید است.

یعنی این اتفاق شگفت انگیز حاصل همین یک سال و نه ماه است؟

بله این اتفاق در همین یک سال و نه افتاده است.

در مقایسه با انجمن های پیشین در زمان شما چه تعداد تئاتر اجرا شده است؟

در انجمن های پیشین شاید سالانه یکی دو نمایش . اما در سال قبل 15-10 اجرای نمایش بلند داشتیم. ( به جز جنگها و میان پرده های کوتاه و نمایشنامه خوانی ) . امسال هم که جشنواره داریم.

به نظرم بیشتر این آمارها مربوط به شبه تعزیه  هایی بوده که در یکی دو شب خاص اجرا شده است

تعزیه ها فقط چهار تا بوده.

بودجه جشنواره چقدر بوده ؟

سه و نیم ملیون تخمین زده بودیم اما تنها 800 هزار تومان دریافت کردیم.

فکر نمیکنید تفاوت سه و نیم میلیون و800 هزار تومان قابل توجه است!! این یعنی اینکه شما بودجه را دست بالا تخمین زده بودید

چرا. اما از خیلی از چیزهایی که به جشنواره لطمه نمی زد ولی کیفیت آن را پایین می آوردد گذشتیم و به مسائل مهمتر پرداختیم.

به نظر می رسد در داراب که سطح آموزش بسیار پایین است مسائل جنبی مانند کارگاه های آموزشی موارد فوق العاده مهم جشنواره باشد.

بله اما مخارج  آن را نداشتیم.

یعنی کارگاه هادر اولویت قرار نداشتند؟

در اولویت بودند اما اهم و مهم نمودیم. مثلا نمی توانستیم جایزه ها را حذف کنیم، به داوران غذا ندهیم و یا حق الزحمه آن ها را پرداختیم نکنیم.

چرا کلاس های آقای اکبر نژاد برگزار نشد.

این طرح ارشاد بوده بدون هماهنگی با انجمن نمایش .

مگر هر امر نمایشی در ارشاد مربوط به حوزه انجمن نمایش نمی باشد؟

همین طوره اما گفته اند که این مورد جزء برنامه های تابستانی اداره ارشاد بوده است

ظاهرا اداره ارشاد تصور کرده که انجمن نمایش تابستان ها تعطیل است! راستی در مورد سالن آمفی تئاتر تصور میکنم در روزهای آینده به مرور تبدیل به یک سالن عمومی برای اجرای برنامه اداره های مختلف گردد.

خب این به دلیل کمبود سالنه. اما به نظر ما هم سالن آمفی تئاتر متعلق به تئاتر است و باید برنامه های دیگر در سالنی مانند سالن اداره آموزش و پرورش برگزار گردد.

سالن آموزش و پرورش حتی قبلا که تنها سالن داراب بود نسبت به در اختیار قرار دادن آن بسیار سخت گیرانه عمل می نمودند آیا این درست است که ارشاد نسبت به این سالن سخاوتمندانه عمل نماید ؟!

نه با شما موافقم هم ارشاد و هم انجمن نمایش باید بسیار سخت گیرانه عمل نمایند. اما این مسئله بیشتر به خود هنرمندان بر می گردد اگر بتوانیم در فواصل کوتاه برنامه های مختلف نمایش یا نمایشنامه خوانی داشته باشیم قطعا می توانیم سالن را حفظ کنیم اما اگر ما برنامه ای ارائه ندهیم خارج شدن سالن از دست ما امری طبیعی است.

به عنوان آخرین سئوال پیشنهادتون برای جشنواره بعد

خب طبیعتا چون این تجربه اول بوده جشنواره های بعد اگر در دست افرادی باشد که به دیگران اهمیت بدهند و اجازه کار به همه بدهند ما جشنواره خیلی بهتر از این خواهیم داشت ولی اگر به جوانان اجازه کار ندهند و به مسائل حاشیه ای اهمیت دهند یا جشنواره نخواهیم داشت و یا از جشنواره امسال ضعیف تر خواهد بود.

و با سپاس از شما و آرزوی بهروزی و پیروزی در آوردگاه های دیگر زندگیتان.

 ..........................................................................................................................................

و حالا وقت رفتن است. 

در اینجا شایسته است سپاس یاران را گفتن . دست مریزاد آقا رضا، مهدی جان محمود آقا مجید عزیز، وحید، یونس و سجاد عزیز و ... ( خودم هم جزء سه نقطه هام ) و همه دیگر خوبان نسزین کشمیری، مرضیه یزدان پرست و البته سارا موحدنژاد(ی)

( چون روی "ی" فامیلیشون حساس بودن تو پرانتز گذاشتیم ).

 ..........................................................................................................................................

 

مهدی ظهرابی دبیر اجرایی جشنواره :

یقینا ضعف هایی داشتیم شاید عزیزانی را آزرده ایم اما خدا می داند تنها هدفمان تلاش برای اعتلای هنر و فرهنگ شهر عزیزمان داراب بوده است.

اکنون با شماست : می توانید با نگاهتان خستگی این مدت را از تنمان بزدایید و یا بر آن بیفزایید.

به امید آینده ای روشن برای این گرد پیر !

( منظور مهدی از گرد پیر همون دارابگرده ها . کسی به خودش نگیره )

 .......................................................................................................................................... 

رضا نیک فرجام کارگردان آغازینه و پایانیه جشنواره :

اگر در اختتامیه فقط به شکست بدون تجربه فکر کنیم،

ای کاش که افتتاحیه ای نبود،

زیرا هیچ وقت پل پیروزی را نخواهیم یافت.

( این آقا رضا جملات قصار گفتن تو خونشه. آقا دوباره بگو یادداشت کنیم )

 

..........................................................................................................................................

 

مراسم پایانیه جشنواره تئاتر دارابگرد

دوشنبه شب ساعت 20

سالن آمفی تئاتر

 

( این دو واژه آغازینه و پایانیه از فرهنگستان فارسی نیس ها به خدا از خودم در آوردم ولی خدایی خیلی باحاله ها )

 .........................................................................................................................................

دبیران کمیته های جشنواره

 

عبدارضا بلاغتی – مهدی ظهرابی – مهدی جعفری – محمود پورعابد – مجید عبدی – رضا نیک فرجام – یاسر باقری – وحید فرد – یونس یعقوبی – سارا موحد نژادی – سجاد اسدپوریان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:26  توسط مهدی ظهرابی | 

راحیل ، نگاهی نو به جامعه روستایی

 

راحیل دختر نوجوان روستایی است با استعداد درونی و با دیدی نو به جامعه روستایی و دارای هنر ذاتی نقاشی، او سوژه را از طبیعت میگیرد و از دیدگاه کودکانه خود آن را بر روی کاغذ ترسیم میکند . زندگی اجتماعی راحیل پر از مشکلات پیش بینی نشده است . یک روز راحیل از مدرسه به خانه  می آید و میبیند که ... متنی که خواندید اشاره ای بود به داستان فیلم نیمه بلند راحیل که چندی پیش در روستای گلکویه زرین دشت فیلمبرداری شد و چون این اتفاق در نوع خود آن هم در زین دشت نو بود به سراغ تهیه کننده ، نویسنده و کارگردان فیلم رفتیم تا با او گپ کوتاهی در این مورد داشته باشیم .

 به عنوان اولین سئوال بیوگرافی خود را برای خوانندگان بفرمایید.

  سید مصطفی شریفی هستم متولد 1361 شهرستان زرین دشت که تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم در این شهرستان در رشته برق گذراندم و سپس یک سال در رشته موسیقی در هنرکده موسیقی سارنگ شیراز به آموختن موسیقی مشغول بودم و در سال 79 با هدف ارتقای موسیقی و آموزش سینما به تهران رفتم و تا کنون هم به فرا گیری موسیقی و سینما مشغولم . هم اکنون نیز دارای مدرک فوق دیپلم موسیقی و معادل کارشناسی سینما  از هنرکده  سینمای حرفه ای تهران و به مدت 5 سال است عضو خانه سینما و خانه موسیقی تهران نیز هستم. 

آیا پیش از این کار در زمینه سینما و موسیقی کاری انجام داده اید؟

بله در زمینه سینما و موسیقی کارهایی را انجام داده ام که از مهمترین آنها در زمینه سینما فیلم نیمه بلند اشک سلاخ بود که نویسندگی، کارگردانی و موسیقی متن آن به عهده خودم بود و در جشنواره زیتون سرخ جایزه بهترین موسیقی متن را بخود اختصاص داد همچنین در زمینه موسیقی نماهنگ خورشید انتفاضه را در سال 82 و به سفارش شبکه دو سینما و نماهنگ این خانه دور است به سفارش شبکه جهانی مهاجر را در سال 83 کار کردیم همچنین در تئاتر ماه بانو که به سفارش آقای داریوش ارجمند روی سن رفت بنده آهنگسازی آن را بر عهده داشتم . از دیگر کارهای بنده مستند دیار عشق بود که سال 83 به مناسبت ماه محرم ساختیم و ... 

از راحیل بگو؟   

راحیل به معنی کوچ کننده است و در این مورد باید بگویم که شعری از مهدی اخوان ثالث میخواندم که واژه راحیل به چشمم خورد و باعث شد تا داستان راحیل در ذهنم شکل بگیرد و قبل از نوشتن داستان ابتدا راحیل را پیداکردم و سپس با توجه به محیط جغرافیایی و شخصیت و روحیات راحیل داستان را در قالب فیلمنامه پیاده کردم و در مورد خانم آذر فتحی بازیگر نقش راحیل باید بگویم که با اولین نگاه او را انتخاب کردم چرا که احساس کردم معصومیت لازم در چشمان و چهره راحیل را میتوان در چهره و چشمان آذر فتحی یافت بخصوص اینکه فیزیک و ظاهر آذر فتحی هم به شخصیت راحیل میخورد . و در مورد فیلم باید بگویم که هدف اصلی ساخت این فیلم شرکت در جشنواره بین المللی است.

از گروه و سختی کار هم برایمان بگویید؟

من شخصا از گروه بسیار راضی بودم چرا که از خود گذشتگی بسیاری نشان دادند و با تمام کاستی ها ساختند تا این کار به نتیجه برسد و اما در مورد سختی های کار باید بگویم که مهمترین مشکل ما فشردگی کار در گرمای طاقت فرسا بود به طوری که یک کار حداقل بیست روزه را در هشت روز بستیم و این یعنی حداکثر کار و حداقل استراحت که در همینجا لازم میدانم از مردم خوب و مهربان روستای گلکویه تشکر کنم که از مهمترین عوامل تسهیل و تسریع کار بودند و تمامی مکانهای مورد نیاز ما را بدون هیچ چون و جرایی در اختیار گروه قرار میدادند همچنین از مسئولین محترم شهرستان بالاخص مهندس شریفی و همه ارگانهایی که به نوعی ما را در تهیه این کار یاری کردند تشکر و قدر دانی میکنم لازم به یاد آوری است آقای محمد سلیمی نیز از افرادی بودند که ما را در این راه یاری  کردند و بنده از ایشان صمیمانه تشکر میکنم .

 نظرتان راجع به گریمور جوان و دارابی فیلم چیست؟ 

آقای ابراهیم اسماعیلی انسان بسیار با هوش و با استعدادی است و از خصوصیات بارز ایشان پشتکار زیاد همراه علاقه است و این را باید بگویم که ایشان از شاگردان خانم مهری شیرازی بوده که از گریمورهای بزرگ سینما ، تئاتر و تلویزیون هستند. پیش بینی میشد با توجه به اینکه این اولین کار ایشان بود کار سختی را در پیش رو داشته باشیم اما خوشبختانه ایشان بسیار حرفه ای با این مسئله برخورد کردند به طوری که در این زمینه با کمترین مشکلی مواجه بودیم و در همین جا برای ایشان آرزوی موفقیت و سلامتی میکنم.

 و کارگردان مورد علاقه شما؟

کارگردان مورد علاقه من بهمن قبادی و عباس کیا رستمی هستند خصوصا آقای بهمن قبادی که کما بیش در ارتباط هستیم ضمنا باید بگویم که ایشان اولین کارگردان ایرانیست که به هالیوود رفت.

حال به معرفی  عوامل به شرح زیر می پردازیم

نویسنده ، تهیه کننده و کارگردان : سید مصطفی شریفی

 بازیگران : آذر فتحی، محمد حسن بهاری، عبدالله حقیری، طاهره خسروی، منیژه شکارچی، احترام شکارچی، باقر دست پاک، محمد رضا پور شکارچی 

نور و تصویر : بهرام اجرایی و مهدی ظهرابی

صدا بردار : احسان نهنگی

عکاس و دستیار کارگردان : حامد سید

طراحی چهره : ابراهیم اسماعیلی

منشی صحنه: مریم رهنما

مدیر تولید : محمد رضا قنبرپور

طراحی صحنه : ستایش سیامک

برنامه ریز : سعیده سیاه چشم

گزارش صحنه : نجمه پور حیدری

هماهنگی : سید خلیل شریفی

مدیر تدارکات : خسرو خسروی

روابط عمومی : یونس اسدپور

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 0:42  توسط مهدی ظهرابی | 
تنظیم و کنترل دوربین

در واقع، مقدار اهرمهای کنترل و تجهیزات مورد نیاز در دوربین ، به نحوه استفاده شما از آن بستگی دارد . برای مثال،در حالی که ممکن است یک تصویر بردار خبری،با بهره گیری از مدارهای الکترونیک و خودکار دوربین ، از روشن و تاریک شدن بیش از حد و تصادفی تصاویر جلوگیری نماید ، در یک استودیوی تلویزیونی ، عملا مسئولان تنظیم و برسی کیفیت تصاویر ، در واحد کنترل فنی دوربینها ، این مشکل را حل میکنند .

تنظیمات دوربین

چند راه برای کنترل تصاویر دوربینها موجود است:

1- تغییر زاویه دید لنز زوم . یا چرخاندن یک حلقه روی استوانه لنز یا یک پیچ کنترل روی دسته حرکات افقی و عمودی دوربین ، فشار دادن یا چرخاندن یک کلید روی جعبه فرمان تنظیم دوربین یا کلید الا کلنگی،  فاصله کانونی لنز تغییر خواهد کرد و از این طریق تنظیمهای زیر صورت می گیرد :

- آن مقدار از صحنه که تمام جهات در نما گنجانده خواهد شد ( پوشش و وسعت و محدوده صحنه).

- نسبت ابعاد و اندازه های ظاهری اشیاء در فواصل مختلف نسبت به دوربین ( دور نما ).

- وضوع نسبی موضوع در فواصل مختلف ( عمق میدان دید ).

با تغییر دادن فاصله کانونی لنز در حین تصویر برداری ، فرایند زوم کردن حاصل میشود .

 

2- واضح سازی یا فوکوس کردن. با چرخاندن حلقه مخصوص وضوح روی بدنه لنز یا پیچ کنترل ، که روی دسته دوربین قرار دارد ، فاصله ای را که در آن ، سوژه واضح ترین حالت خود را می یابد، تنظیم می کنید . میزان دقت فوکوس کردن به زاویه دید آن و فاصله سوژه از لنز بستگی دارد .

 

3- تنظیم نوردهی. با چرخاندن حلقه دیافراگم روی بدنه لنز (به طور مستقیم یا با کنترل از راه دور ) صورت میگیرد . این عمل ، روزنه عبور نور از لنز را بازتر یا بسته تر میکند و از این طریق میزان روشنایی تصویری را که باید توسط لنز ، روی دریابه حساس به نور دوربین تشکیل گردد ، تغییر میدهد . این کار باعث میشود که تمام نقاط سایه – روشن تصاویر، روشن یا تاریک شوند . اگر دیافراگم به طور مناسب انتخاب نشود و غلط تنظیم گردد ، ممکن است روشنترین و تاریکترین نقاط تصاویر در همدیگر مخلوط شوند و تصویر شکل و حالت خود را از دست بدهد . میتوانید از مدارهای دیافراگم خودکار برای کنترل نوردهی استفاده کنید . اما در این حالت ، مدار الکترونیک تنظیم دیافراگم ، خود هرچه بخواهد تصمیم میگیرد .

 

4- بهره سیگنال تصویر ویدئو یا توان افزایی به سیگنالهای ویدئو . هنگامی که در شرایط نوری ضعیف کار میکنید ، میتوانید برای تقویت روشنایی تصویر ویدئو ، از نظر الکترونیک به آن شدت بیشتری ببخشید. اما این عمل به نور کلی تصویر یا نما کمک نخواهد کرد و فقط تصویر را به اصطلاح برفکی و میزان نوفه را تشدید خواهد نمود .

 

5- کیفیت رنگ . میتواند کیفیت رنگ نور غالب صحنه را به نوعی جبران کنید ( به طور مثال : نور روز و نور تنگستن ) . میتوانید این کار را با قرار دادن پالایه های مناسب در مقابل لنز دوربین یا تنظیم مدارهای دوربینها ( با افزایش یا کاهش بهره نسبی رنگ ) به انجام برسانید.

حرکات دوربین

برای انتخاب دید مناسب ، میتوانید حرکات زیر را برای دوربین در نظر بگیرید:

1- حرکت سر دوربین به بالا و پاین یا چپ و راست .

2- حرکت دوربین به طرف موضوع و صحنه ، یا از موضوع و صحنه به طرف بیرون .

3- حرکت دوربین به طرف راست یا چپ موضوع و صحنه .

4- حرکت چرخشی به دور خود یا موضوع و صحنه .

5- با افزایش یا کاهش ارتفاع دوربین روی پایه خود (ELEVATING / PEDESTAL )

بخشهای مختلف دوربین

طراحی دوربینها متفاوتند، اما آنچه در زیر میخوانید امکانات معمول در یک دوربین ویدئو است :

1-      میکروفن موسوم به الکترت و یکسویه.

2-      آفتابگیر لنز.

3-      دیافراگم لنز ، حد اکثر تا 6/1 F .

4-      حلقه تنظیم وضوح .

5-      دسته و حلقه کنترل زوم دستی .

6-      دریچه کنترل دیافراگم .

7-      دگمه ها و کلیدهای تنظیم سفیدی و سیاهی تصویر .

8-      بهره دوربین : ( 0db – 6db – 12 db  ) نوارهای پهن رنگی که برای تنظیم رنگ دوربین یا وسایل الکترونیک ویدئو مورد استفاده قرار میگیرد ، کلید حالت آماده باش ، کلید فرمان تصویر برداری .

9-      پالایه های جبران یا تبدیل کننده رنگ – 5600K+%12/5ND – 5600K – 3200K  ،در حالت بسته .

10-  نمایاب قابل تنظیم -5/1 اینچ ( 37 میلیمتر ) یا نشان دهنده کوچک نوری ( LED ) .

11-  کلیدهای انتخاب نیروی کار دوربین ، ارتباط داخلی ، توپی باز شنود .

12-  پشت دوربین . توپی ارتباط با دستگاه ضبط ، توپی ارتباط کابل خروجی سیگنالهای ویدئو، توپی کامل خروجی برای نمایش سیگنالهای ویدئو ، توپی کابل ارتباط همگاهی عمومی برای سیستم کار ضبط یا پخش با چند دوربین .

13-  عدسی چشمی.

14-  کلید باز کردن در جای باطری .

15-  بدنه مقابل دوربین : توپی رابط ورودی میکروفن ، توپی کابل جریان ساکن ( D.C. ) از خارج دوربین.

16-  دکمه های کنترل نمایاب .

17-  کلید زوم خودکار ، که با جریان باطری دوربین کار میکند

18-  کلید روشن و خاموش کردن دیافراگم خودکار .

 

  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 1:14  توسط مهدی ظهرابی | 
دوربین ویدئویی یا تلویزیون

دوربینهایی ویدئویی یا تلویزیونی شامل دوربینهای سبک وزن دستی تا واحدهای بسیار سنگین حرفه ای است. بعضی دوربینها اتوماتیک تر از بقیه هستند ، یا به اصطلاح ، خود دوربین تا حد زیادی مشکلات خود را حل میکند . هر چند طرح ساخت دوربین ، به طور مستقیم در کیفیت تاثیر دارد ( مثل صحت و دقت در بازسازی سیگنالهای خروجی رنگ در دوربین ، قدرت ارائه محدوده رنگ وسیع ، دامنه صدا ، قدرت تفکیک جزئیات بیشتر و غیره ) ، امروزه دوربینهای بسیار معمولی نیز نتایج رضایت بخشی به دست میدهند.

در حالی که دوربینهای اولیه تلویزیونی به شکل واحدهای جدا نشدنی و یکپارچه ساخته میشوند ، طرح بسیاری از دوربینهای امروزی ، که قسمتهای مختلف آنها را قطعات جدا از هم تشکیل میدهد ،به شما این امکان را میدهد که قطعات مناسبی از دوربین را ( مثل لنز ) ، برای ایجاد شرایط مناسب تصویر برداری ، بر گزینید .

دوربین بدون سه پایه      

 به طور اساسی دوربین شامل قسمتهای زیر است :   

 1- بخشهای اصلی صفحات الکترونیک دوربین شامل دریابه (یا سنسور ) تصویر است که تصویر را میسازد .      

2- سیستم لنز مناسب که در جای خود نصب میگردد و به طور معمول نوعی لنز زوم است .  

 3- یک نما یاب که در بالای دستگاه وصل است .       

4- یک منبع نیرو یا یک دستگاه ضبط ویدئو کاست ( VCR)  که در پشت یا داخل بعضی دوربینها تعبیه میشود. 

ویژگیهای اساسی

امروزه به جای بهره گیری از لامپهای تلویزیونی در داخل دوربینها ، به طور روز افزونی از « دریابه های حساس نوری ترانزیستوری» که تبدیل کننده تصویر تولید شده توسط عدسی دوربین به تصویر الکترونی هستند و به « CCD» مشهورند ، استفاده میکنند . لامپها و دریابه های یاد شده ، هر دو میتوانند کیفیت تصویری خوبی را به دست دهند ، اما دریابه های نوری حساس به نور ، در عمل مزیتهای فزاینده ای دارند .

فعالیت سیستم دوربینهای تلویزیونی نیازمند لوازم منابع انرژی گوناگون ، دریافت پالسها یا سیگنالهای سیستم جاروب کننده صفحه لامپ دریافت پالسها یا سیگنالهای همزمانی و غیره است :

_ امروزه منابع انرژی و پالسهای گوناگون مورد نیاز یک دوربین سبک و دستی که دارای یک دستگاه ضبط تصویر داخلی بوده ، روی شانه فیلمبردار و در بیرون از استودیو از آن استفاده میشود – در داخل خود دوربین در دسترس است .

_ در استودیوهایی که با سیستم دو یا سه دوربین کار میکنند ، منابع انرژی و پالسهای یاد شده از طریق کابل ویژه  رابط دوربین و واحد کنترل دوربین تامین می گردد .

کنترل و تنظیم دوربینهای سبک و دستی به طور خودکار انجام میگیرد ، در حالی که دوربینهای استودیویی ، از طریق کابلهای رابط که به اتاق فرمان متصل هستند ، از راه دور ، توسط مسئول تنظیم کیفیت تصویر ، به طور مداوم برای دستیابی به تصویری شفاف  همرنگ و خوب ، کنترل میشوند.

سیستم لنز زوم

 سیستم لنز زوم فوق العاده پیچیده است . جایی که خواهان بالاترین شفافیت و کیفیت نوری ، حداکثر قدرت دریافت ، جمع آوری و عبور نور ، حد اکثر قدرت زوم ( از پوشش حداکثر تا حد اقل ) باشید ، استفاده از سیستم لنزهای بزرگتر و سنگینتر ، اجتناب نا پذیر است . اما هنگامی که برای ضبط برنامه، دوربینها را باید به مکانهای مختلف انتقال داد ، استفاده از لنز زوم کم حجم و سبکتر ، ضروری و به اصطلاح بصرفه خواهد بود .

 انواع نمایاب  

برای واضح سازی و ترکیب دقیق و درست نماها ، به یک نمایاب خوب نیازمندیم. این نمایابها اغلب در سه شکل قابل تعویض دیده میشوند:

1-      نمایاب چشمی کوچک ، با بزرکنمایی کم ( 5/1 اینچ / 38 میلیمتر )  با لامپ تصویر سیاه و سفید . باید چشم را به آن چسباند .

2-      نمایاب با صفحه نمایشی باز و یک سایبان نوری در ابعاد 5 تا 7 اینچ (5/12 تا 18 سانتی متر ).

3-      نمایاب با صفحه نمایشی رنگی از « کریستال مایع – LCD » .  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 1:12  توسط مهدی ظهرابی | 
      

    تصمیم گرفیتم که از این به بعد تعدادی از مصاحبه های اعضای گروه شهرزاد با نشریه ها و مجلات گوناگون که امسال به چاپ رسیده استُ را در وبلاگ بگذاریم. ضمن اینکه گروه شهرزاد خودشان هم به عنوان خبرنگار با تعدادی از افراد مطرح سینمای ایران تحت عنوان "پرونده ای برای فیلمنامه نویسی "و "پرونده ای برای سوپراستار "  مصاحبه داشته اند که آنها را هم در پستهای بعدی قرار خواهیم داد. 

  این مصاحبه با یکی از نشریات اینترنتی انجام گرفته است. با تشکر از محمدرضا نسب عبداللهی

    «بهاره (معصومه) رجبی»، از سال ۱۳۸۳ فیلمسازی را آغاز کرده است و به قول خودش آدم آرامی نیست  و گونه ای عصیان از کودکی همواره با او بوده است. او می گوید: «پس از اتمام هر مقطع تحصیلی ام مسوولین ابراز خوشحالی می کردند که دوران تحصیلم به خیر گذشته است و در واقع از شر من راحت شده اند. کلاً بچه شلوغی بودم و هم سن و سال هایم در مدرسه و محله، حتی پسرها از من حساب می بردند. با این حال در کل دوران تحصیلم مبصر کلاس و در دانشگاه،  نماینده هم ورودی های خودم بودم.»

  بهاره که دختری ۲۹ ساله و اهل شیراز است، به همراه «امیر کیانی» و «عاطفه خادم‌الرضا»؛ دو جوان  فیلمساز ایرانی دیگر به «چهارمین آکادمی فیلم آسیا» راه یافته است.

  در آکادمی فیلم آسیا که زیر نظر «جشنواره فیلم پوسان» از ۲۵ سپتامبر تا ۱۱ اکتبر ۲۰۰۸ در کره جنوبی برگزار می‌شود، ۲۴ فیلمساز پذیرفته شده از سراسر آسیا در یک برنامه آموزشی و تمرینی زیر نظر سینماگران برجسته، فیلم‌های کوتاه می‌سازند.
بهاره رجبی هنگامی که متوجه شده محسن مخملباف رئیس سومین  دوره آکادمی فیلم آسیا بوده است، خیلی خوشحال شده اما چرا: «اول این که او ایرانی است و من اکثر فیلم هایش را دیده ام خصوصاً فیلم گبه که شخصا خیلی دوستش دارم. از این که می توانم با او راجع به فیلم هایش صحبت کنم حس خوبی دارم. این حس را زمانی هم که با آقای «کیمیایی» در مورد فیلم هایش صحبت می کردم،  داشتم. البته وقتی ایشان در مورد فیلم های من صحبت و ابراز علاقه می کرد حس بهتری داشتم؛ گویی یک رابطه یک طرفه به رابطه ای دوطرفه تبدیل شده بود.»

  بهاره برای حضور در این آکادمی در حال نوشتن فیلمنامه ای به زبان انگلیسی است که باید به آکادمی فیلم آسیا ارائه کند. این فیلمساز جوان همچنین با فیلم های «کاغذهای سفید و مدادهای تراشیده و رعنا» و در رشته کارگردانی و تدوین در این کارگاه شرکت خواهد کرد: «در طول دوره به غیر از ساخت فیلم قرار است کلاس هایی با حضور اساتید برجسته آسیا در رشته های کارگردانی، فیلمبرداری، تدوین و طراحی صدا داشته باشیم و در کنار آن ها سخنرانی هایی در باب فلسفه در سینما.»

  او که خنده از لبانش به ندرت محو می شود، خیلی انرژتیک و شاد است. اما در موقع کار خیلی جدی است و اگر هم عصبانی شود، او را یوزپلنگ می نامند. بهاره رجبی که بین خیال و واقعیت شناور است، در بحث های دو نفره تا حریف را کله پا نکند، دست بردار نیست. اما با من که نتوانست چنین کند، هر چند من و بهاره بحث جدی ای هم با یکدیگر نداشتیم.

  این دختر پر جنب و جوش شیرازی کار هنری اش را سال  ۱۳۷۹ در رشته عکاسی آغاز کرد: «همیشه به عکس و فیلم علاقه داشتم. به واسطه یکی از آشنایان که عکاس قابلی بود با عکاسی حرفه ای آشنا شدم و شروع به عکاسی کردم. عکاسی، به خصوص عکاسی مستند اجتماعی را بسیار دوست دارم.»

  بهاره تاکید می کند که عکاسی او را با دنیای واقعی تری آشنا کرده: «زمانی که برای عکاسی به شهرها و روستاهای مناطق مختلف ایران می رفتم با گونه ای زندگی مهجور که کمتر در فیلم ها دیده ایم، آشنا شدم و عکاسی از این حیث کمک موثری به فیلمسازی ام کرد.» یکی از آرزوهای او این است که واقعیت هایی را که در فیلم های ایرانی کمتر به نمایش درآمده اند، به تصویر بکشد.

  بهاره از این واقعیت با نام واقعیت سره یاد می کند: «دوست دارم واقعیت ها را به تصویر بکشم. نه آن زندگی مرفه و بی درد و نه آن فقر و مردم فلاکت زده؛ بلکه واقعیت سره. شاید مثل فیلم باران آقای مجیدی، شاید.»

  بهاره رجبی از کمک خانواده اش نیز بی بهره نیست: «خواهر من (محبوبه) تحصیلاتش در رشته سینماست و قرار است که دومین کار مشترک خود را مرداد ماه جلوی دوربین ببریم. مادرم همیشه در فیلم ها مدیر تدارکات است و برادرم نیز در هر پستی که به او نیاز داشته باشیم به ما کمک می کند.» فیلم تجربی «رویای خاکستری» اولین کار مشترک بهاره و محبوبه بوده است.

  این فیلمساز که عضو «انجمن سینمای جوانان شیراز» است، دوره هایی را که گذرانده، اینگونه بر می شمرد: «سال ۸۳ دوره ۶ ماهه کارگردانی را در مدرسه کارگاهی سینما گذراندم و پس از آن دوره یکساله فیلمسازی «انجمن سینمای جوانان ایران». تحلیل فیلم را زیر نظر «امیر پوریا»،  فیلمنامه نویسی را زیر نظر «سعید عقیقی» و «مینو فرشچی» و بازیگری و فن بیان را زیر نظر «علیرضا خمسه» گذراندم.»

  بهاره رجبی که دوره کارگردانی را  زیر نظر «مسعود کیمیایی» گذرانده از سینمای او به نیکی یاد می کند: «با روی کار آمدن ویدیو دیگر جزو فیلم بین های حرفه ای شده بودم. اکثر فیلم فارسی ها و سینمای کلاسیک هالیوود به خصوص وسترن هایش را همان موقع دیدم. چون برادرم فیلم ها را به خانه می آورد و علاقه شدیدی هم به فیلم وسترن داشت. سینمای کیمیایی را هم همان موقع شناختم و به فیلم هایش علاقه مند شدم با وجود این که خیلی از دخترها اصولا فیلم های کیمیایی را دوست ندارند من اکثر کارهای ایشان را به غیر از «سربازهای جمعه» و «رئیس» دوست دارم، حتی «رد پای گرگ» که فیلمی کاملا مردانه است.»

        بهاره رجبی و مسعود کیمیایی سر صحنه فیلم "خمیازه" به کارگردانی شیوار رادمرد( یکی از اعضا شهرزاد)

عکس : محبوبه رجبی

  در انتهای این گفت و گو از بهاره رجبی پرسیدم که یک دختر فیلمساز در ایران با چه مشکلاتی رو به روست: «اصولاً باید پرسید چه مشکلاتی ندارد؟ انجام چنین کاری  آن هم با عواملی که اکثراً مرد هستند کار مشکلی در ایران است.» او برای حل این مشکل در ابتدا از نوشتن فیلمنامه هایی که در شب می گذشته اند، خودداری می کرده اما روزی به خودش گفته: «تا کی می شود فقط فیلمنامه هایی نوشت که در روز بگذرند؟ تا کی می شود با این وضع دوام آورد؟»

 همین پرسش ها سبب شد که تصمیم بگیرد در برابر مشکلات ایستادگی کند: «اولین کاری که کردم این بود که یک گروه فنی از بین دوستان دختری که رشته فیلمسازی می خواندند، تشکیل دادیم. پس از تشکیل «گروه شهرزاد» در برابر تمام سختی ها ایستادگی کردیم و حالا به جایی رسیده ایم که در محله «سنگ سیاه شیراز»، سه روز و سه شب کار می کنیم و هیچ ترسی هم نداریم.» محله سنگ سیاه یکی از مناطق ناامن شیراز است.

 این دختر فیلمساز شیرازی، مشکل دوم را «آقایان فیلمساز» می داند: «تعداد قابل توجهی از آن ها نمی خواهند فیلمسازان زن را باور کنند و بیشتر به مسخره کردن و کار شکنی می پردازند، البته بعضی از دوستان هم واقعاً لطف دارند و هر کمکی که بتوانند انجام می دهند که تعدادشان از انگشت های یک دست تجاوز نمی کند.»

 زمانی که آماده می شدم تا از بهاره خداحافظی کنم، می گفت که ما به این مشکلات و مسایل اهمیتی نمی دهیم و با خودباوری و اعتماد به نفس کار خود را ادامه خواهیم داد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 17:1  توسط مهدی ظهرابی | 

به گرامیداشت این نویسنده بزرگ از دست رفته

برگردان از فرید عباسی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 22:20  توسط مهدی ظهرابی | 
نمایشنامه «دانوب» را حمید امجد ترجمه و انتشارات نیلا به تازگی به بازار کتاب ارائه کرده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 22:15  توسط مهدی ظهرابی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
هدف ما تلاشی است برای گردآوری مقالات و لینکهای مربوط به قسمت های تعریفی و آموزشی سینما و تئاتر و شاخه های مربوط به آنها بر روی اینترنت.

این وبلاگ تلاش دارد مجموعه ی کاملی را از مقالات و لینکهای کاملی مرتبط با سینما و تئاتر به علاقمندان گردآوری کند که در این راه کمک و پیشنهادات شما بیشترین و سریعترین عامل خواهد بود.

بدلیل کمبود وقت و حجم انبوه مطالب, جمع آوری تمامی مقالات مورد نظر به کندی پیش خواهد رفت و به همین دلیل فعلآ سعی بر گسترش مطالب در مورد سینما خواهد شد.

تمامی مطالب به مرور زمان آپدیت و لینکهای مرتبط به آنها اضافه خواهند شد.

تبادل لینک با تمامی وبلاگهای هنری و فرهنگی برای گسترش و دسترسی بیشتر وبلاگ جزو اولویتهاست.

هرگونه كپي‌برداري از مطالب اين وبلاگ تنها با ذكر منبع و درج لينك مطلب مجاز است.

نوشته های پیشین
هفته اوّل آبان 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته اوّل تیر 1387
پیوندها
سایت ایران تئاتر
سوره سینما
سایت گیشه
سینمای ما
کانون نمایشنامه نویسان خانه تئاتر ایران
خبرگزاری سینمای فارابی
سی نگاه
اولین مجله سینمایی ایران
ایران بازیگر
پایگاه تخصصی 30 نما ایران
سینما
هدایت فیلم
خبر گزاری فارس
سینما فردا
سینما پویا
گفتنیهای سینما
بنیاد سینمایی فارابی
خانه سینما گران جوان
سیما فیلم
خانه هنر مندان ایران
سیما فیلم ایده
سینما و ادبیات
فقط شهاب حسینی (نویسنده نیلوفر)
خبر گزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا)
سایت اختصاصی پژمان بازغی
سایت اختصاصی سیامک انصاری
سایت اختصاصی مسعود ده نمکی
سایت اختصاصی تهمینه میلانی
سایت اختصاصی پوران درخشنده
سایت اختصاصی ابراهیم حاتمی کیا
سایت اختصاصی مهران مدیری
خبرگزاری مهر
سینما شهر
کمپانی هیلاج فیلم
خبرگزاری جمهوری اسلامی آمریکا (ایسنا)
سینما و تئاتر (ایرنا)
لینکستان سایتها و وبلاگ سینما تئاتر
سینما، تلویزیون و تئاتر
فیلم ، سینما و تئاتر
شبکه رادیویی فرهنگ- سینما و تئاتر
خبر گزاری ایساکو نیوز
سینما و تئاتر
ترانه علیدوستی
سینما . تاریخ . سیاست
رویدادهای هنری
اخبار داغ ایران و جهان
وبلاگ افتخاری مصطفی زمانی
آپلود عکس
باران کوثری
کلاکت
فروغ سجادی
رو نوشتهای عباس معروفی
وب سایت رسمی بهمن قبادی
نگین شیراز
شهرزاد قصه گو
ناهید
شبنم طلوعی
رضا موسوی عکاس
فیلمنامه نویسی
مسعود رنجبران
بوطیقا امید بلاغتی
بابک اسفندیاری
ماه پا به ماه آیسا حکمت
سمیرا مخملباف
ابراهیم حاتمی کیا
مجید مجیدی
حامد داراب
گروه تئاتر چار پایه
تو تنها نیستی
گروه نمایشی سپنتا
دختران كورش كبير
از سینما تا متن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ